ماه چهارم هم تموم شد
ساعت ٤:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٢ : توسط : الی
واقعن سریع میگذره با اینکه تموم روز تو خونه ام و برخلاف قبل که کلی سرم شلوغ بود این روزا رسمن فقط به خوردن و خوابیدن میگذره بعضی وقتا خیلی احساس بیکاری و بیعاری بهم دست میده ولی می بینم تو این چن ماه باقی مونده هیچ کاری رو نمی تونم شروع کنم که به سرانجام درستی برسه خلاصه که فعلن روزای معمولی بی هیچ ماجرایی رو دارم منتظرم نی نی تکون بخوره واسش ذوق کنم سه هفته دیگه وقت سونو دارم که جنسیت هم معلوم میشه ایشالا و می تونم کم کم خریدام رو شروع کنم از وزنم بگم که تقریبا چهار کیلو اضافه شده حالا خوبه دو ماه تموم به حالت تهوع و اینا گذشت والاااا دیگه همین الانم می خوام برم سوپ بزارم چون فک کنم سرما خوردم انقد که هوای بهار زود به زود تغییر میکنه یه روز سی درجه فرداش هشت درجه دلم می خواد برم پیاده روی ولی چنان بادی می یاد که در خونه داره کنده میشه بمونم خونه بهتره تا سرماخوردگیم بدتر شه تو این وضع دارو نخوردن و این داستانا