من واسه این روزا اماده نبودم
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ دی ،۱۳٩٢ : توسط : الی
پسرخااله ام جوون جوون سکته کرده و رفته الان تنها ارزوم اینه که مامانم رو بغلم کنم هر شب خوابشو می بینم پشت تلفن سعی می کنه عادی باشه اخه همه فک می کنن من نمی دونم اما من فهمیدم همون روز اول که زنگ زدم به مامانم گفت سرما خوردم فهمیدم یه اتفاقی افتاده حالا باید تک و تنها با غصه هاش سر کنه این اصلن منصفانه نیس حال خودمم هم افتحضاحه یکی از بدترین سرماخوردگیهای عمرم رو گرفتم اونم وسط حاملگی وسط سفر دو روزه فقط خوابیدم این همه پول خرج سفر سال نو کردیم اونم این جوری