دوازده روز سخت
ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩۳ : توسط : الی
می دونم روزای سخت تری هم در پیش دارم سخت تر از این دوزاده روزی که گذشت که با شیر نخوردن و بی خوابی دخترم شروع شد اما خدا رو شکر کم کم درست شد امروز صبح هم نافش افتاد حس می کنم من هم دارم کنارش بزرگ میشم دارم یاد می گیرم صبوری و تحمل بیشتر حضور و کمک خدا رو بیشتر حس می کنم از همتون بابت پیاماتون ممنون شرمنده که نمیشه تک تک جواب بدم