فرست ویزیت
ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٢ : توسط : الی
نوبت متخصص زنان دو روز قبل بود ینی تا هفته دهم حاملگی شروع نشه متخصص ویزیت نمی کنه همه چی با دکتر عمومیه که خب البته من مشکلی هم نداشتم جز تهوع وحشتناک که انقد همه می گن عادیه که حتی رفتم متخصص روم نمیشد بگم تا همسربهش گفت و اونم چن تا سوال پرسید که چقده و چن بار و اینا منم هی منتظر بودم که الانه که بگه عادیه و تحمل کن و تو دلمداشتم غرغرهام واسه همسر اماده می کردم که دکتر با خونسردی تو چشام زل زد و گفت خب معلومه که حال تو از نرمال و طبیعی خیلی بدتر و واقعن بهت تبریک میگم که انقد خوب تا الان تحمل کردی چون خانومای با حال خیلی بهتر از تو رو دیدم که طاقتش تموم میشه و اینا اون لحظه قشنگترین لحظه دوران حاملگی من تا حالاها بوده ینی انقد بی جنبه حس همدردی و همدلی هستم اما چه فایده که خوشی دوامی نداشت چون بازهم اصرار داشت که تحلمل کن و دارو نداد اصلن اصرار عجیبی دارن که دارو ندن دست مردم از طرفی خونسردی بیش از حدشون یه موقعی ادم رو به استرس میندازه که نکنه همه چی رو خوب چک نکرد حالاها اینا بماند کلی با همسر تخیل و توهم زدیم که الان میریم سونو گرافی میکنه و ما صدای قلب نی نی رو میشنویم که خب معلومه که نکرد و گفت دو هفته دیگه اولین سونو رو انجام میدیم و مشکلات ژنتیکی احتمالی رو کنترل می کنیم خلاصه که حدود دو ساعت و نیم اولین ویزیت متخصص طول کشید و هیچ چیز دندون گیری یه وسط واسه ما نداشت جز یه عالمه ادوایس به قول خودشون که خب مامانم هر روز تلفنی اونا رو میگه تازه ازم امتحان می گیره ببینه درست فهمیدم یا نه خلاصه که اولین ویزیت دست از پا درازتر برگشتیم خونه حالاها هی تقویم خط می زنم واسه دو هفته دیگه