پروانه من

دو روزی میشه که صبحها حس میکنم پروانه ای توی دلم بال بال میزنه نگو نی نی قشنگمه که اولین شیطونیاشو شروع کرده براش کالسکه و صندلی ماشین که از نون شب واسه بچه لازم تره اینجا خریدم روزی صد دفعه هم قربون صدقه صندلیش میرم مادر ندید بدیدی هستم خودم می دونم دو روز دیگه هم خدا بخواد میریم مسافرت یه جورایی اولین سفرمون با نی نی میشه با ماشین خودمون میریم یه فاصله شش هفت ساعته اس که ایشالا زیاد نی نی خسته نشه از امروز هم که باد و بارون و طوفان شده وحشتناک که فک کنم ما که از سفر برگردیم دوباره افتابی بشه الانم که مشغول جمع کردن وسایل سفرم فقط تخت و یخچال رو نزاشتم تو چمدون بزرگترین استرسم اینه که تو ماشین گشنه نمونم اندازه سیر کردن شکم نصف بچه های افریقای مواد غذایی گذاشتم پشت ماشین هنوز هم خیالم راحت نیس حالا این الی کجا و اون الی هفت هشت ماه پیش کجا که با کتک هم غذا نمی خورد

/ 7 نظر / 8 بازدید
توت فرنگی روی خامه

من به قربون خودت واون بچه ات وشکمت وخوراکی هات وصندلی ماشین وکالسکه وهمه چی با هم برم! دلم تنگ شدههههه. هی عکس هاتو پروانه نشونم میده. هی شیرین ناز ازت حرف می زنه ومن هی دلتنگ تر می شم ودلم می خواد باهات حرف بزنم وببینمت ولی نمی دونم چرا هیچ کاری نمی کنم؟! کامنت هم نمی ذارم حتی! اله جونم. قربونت برم!

پرین

سفر با نی نی خوش بگذره فکر کنم شیرین ترین بخشش همین تکون خوردناش باشه الى نه؟

آیدا

اوا خواهر نمی دونستم کتکت هم می زدن؟!(آیکون آیدای بد ذات)

مگنولیا

بخور نوش جونت. ایشالله سفر خوش بگذره.

فروغ

نی نی که تکون میخوره مامان رو میبره فضا.بزرگتر که میشه با پاشنه پاش میکشه رو شیکمت میخوای از همون جا بخوریش.

شیوا

[قلب]

پروانه

من فکر میکردم مثه ماهی باشه که تو تنگ شنا میکنه الان یه دیدگاه جدید بهم دادی الهه در هر دو صورت حس بی نظیریه قاعدتا[مغرور]