هفته دوازدهم یا شروع حسهای شیرین تر

از هفته ششم که متوجه بارداریم شدم خدا میدونه چن بار حساب و کتاب کردم که چن روز و چن ساعت مونده به هفته دوازدهم از بس که همه می گن از دوازده به بعد تهوع کم و کمتر میشه و بیشتر می تونی غذا بخوری هر چند که من باور نمیکردم و میزاشتم به حساب دلداری و امید بیخودی اما نبود واقعن بهتر شدم انقد که می تونم برم مهمونی و دو سه ساعت بمونم یا حتی برم ساحل تو اب راه برم و فیش اند چیپس بخورم اینا ینی رویا بود واسم در این حد غیرممکن اما چیزی که هس تو این دوران همش یه موضوعی رو مخ ادمه مثلن تهوعت بهتره میری قدم میزنی شبش لکه می بینی تا چن روز کابوس داری که بچه چی شده الان خلاصه که هی باید اویزون درگاه الهی باشی دایم با خودم میگم اگر نگه دار من ان است که من میدانم کوزه را در بغل سنگ نگه میدارد

/ 4 نظر / 8 بازدید
پرین

ای خدااااااااااااااا از خرداد می نویسی و من بی خبر بودممممممممممممم . ای جونم به این پست هایی که بوی مادری میدهههههههه[قلب]نمی دونی چقدرررررررررر خوشحال شدم الی . هم از خبر نینی هم از اینکه پیدات کردم اونم اینجوری توی وب که همش از احوالت با خبر باشم . دوستت دارمممممممممم .

آیدا

ای جانم به اون حس های شیرین تر:))

مگنولیا

سلام. نمیدونم چطوری به اینجا رسیدم ولی فکر میکنم کار خدا بود. منم هفته ششم بارداریم خونریزی داشتم. هم لکه بود هم بیشتر از لکه. یه شب که فوق العاده زیاد بود. یه خون قهوه ای کمرنگ. خدا رو شکر درد زیر دل نداشتم. خونریزی هم فقط بخاطر زخم حاصل از لانه گزینی جنین بود. اصلا نگران نباش. بخدا توکل کن. ایشالله همه چیز بخوبی جلو میره.

مگنولیا

عزیزم. نی نی من دو هفته دیگه یه ساله میشه. دعای خیرم بدرقه راهته. [گل]