من واسه این روزا اماده نبودم

پسرخااله ام جوون جوون سکته کرده و رفته الان تنها ارزوم اینه که مامانم رو بغلم کنم هر شب خوابشو می بینم پشت تلفن سعی می کنه عادی باشه اخه همه فک می کنن من نمی دونم اما من فهمیدم همون روز اول که زنگ زدم به مامانم گفت سرما خوردم فهمیدم یه اتفاقی افتاده حالا باید تک و تنها با غصه هاش سر کنه این اصلن منصفانه نیس حال خودمم هم افتحضاحه یکی از بدترین سرماخوردگیهای عمرم رو گرفتم اونم وسط حاملگی وسط سفر دو روزه فقط خوابیدم این همه پول خرج سفر سال نو کردیم اونم این جوری

/ 6 نظر / 25 بازدید
آنایار

خدا رحمتش کنه میدونم خیلی سخته اما میگذرن این روزای سخت میگذرن به امید خدا

پروانه

دیشب داشت امار گرمای بی سابقه ی استرالیا رو میداد عزیزم مراقب خودت باش خیلی نگرانتم

آیدا

عزیزم... اینا روزایی نیستن که بشه براشون آماده شد. در هر زمانی خیلی غیر منتظره و افتضاح هستن. روحش شاد. خدا بهتون صبر بده.

توت فرنگي روي خامه

عزيزم... چقدر همه چي دور وبرت به هم ريخته! تسليت مي گم. مواظب خودت ودختركت باش كه سلامتي تو اين روزها بهترين تسلاي دل مادرته.

بهمندخت

عزيزم چه اوضاعي شده خدا رحمت كنه پسرخاله ت رو مراقب خود باش الهه جان. قرص و مرص رو ول كن . همون درمان گياهي هم معجزه ميكنه. اون ورا شلغم پيدا نميشه؟! واقعا معجزه است ها!

شیوا

سرما خوردگی خیلی چیز مزخرفیه همین الان که اینجا نشستم دارم تایپ میکنم سرمای بدی خوردم همش فیرفیر امروز یه بسته دستمال کاغذی تموم کردم خدا رحمتش کنه روزای سختیه ولی روزای خوب هم میاد صبر کن نی نی به دنیا بیاد